آی گل



پراید به عنوان تصادف خیز ترین تا عزیزترین و گرانترین ماشین مردم سطح پایین

پراید به عنوان نگاه مردم به گرانی در سطح پایین و محک و عیار

پراید به عنوان ارزانترین ماشین در سطح پایین جامعه

پراید از توقیف تا تولید در دوره برجام پراید مورد بی مهری قرار گرفته در ایام و تا مرز نابودی رفته و قرار شد تولیدش توقیف بشود.

پراید از تکثیر در مدل های مختلف تا برچیده شدن پراید در مدلهای مختلف تکثیر شده و نشان داد که شکل و شمایل و سفتی و محکمی خود را حفظ می کند و سفتی و محکمی مهم نیست و همیشه به عنوان یک خودرو کم سوز مطرح است

پراید از بهترین تا سود آورترین، کم بنزین خورترین پراید نازنین پراید کم سوز ترین پراید ناز که از امتیازاتی برخوار بود که بر پراید تصادف خیز ترجیح داده می شد.

پراید از سبک ترین تا ماشین نیست،  ترین ! پرایدی که باد زیر آن می پیچید و 700 کیلو طعنه به او وارد می شد و باد چپش می کرد دیگر طعنه ای نشنید و روز به روز به سمت ارج و قرب پیدا کردن رسید به طوریکه در سال 98 امکان فروش آن تا 80 در زمزمه ها بود.

پراید دارای مدل هاچ بک بلند

پراید دارای مدلهای از رده خارج شده که ماشین ارزش پیدا کرده و چند مدل آن که معلوم نبود چه تفاوتی با سایر مدل های داشت گفته شد که  از رده خارج می شوند.

داغ دارت هستیم

 


ما که در دفتر فراق نامه و منابر غضبان به منبر می رفتیم گاهی همچنانکه گفتیم به وبلاگی انتقال کردیم و آن وبلاگ را چندبار تازه کردیم و اکنون منبر را درهمان وبلاگ می رویم و توان نداریم به تلگرام حتی برویم تلگرام را چندی است ساختیم و دستور ساختش را دادیم و نصب کردیم و مجبور شدیم حذفش کنیم و منبرمان روی آن زیاد امکانش نشد گرچه منبر در آن رسا تر راحت تر و به هر طرف چرخان تر است ولی واتساپ را نیز روزی نصب کردیم ولی جز یک پیام چیزی هنوز منبر نرفته و حذف کرده ایم امید است منبرهای دیگری را که دیگران می روند در تلگرام و واتساپ و غیره لااقل بفهمیم و برویم و ببینیم . این امید زیادی نیست که همه از منبرهایشان را به واتساپ و تصویری و غیره می روند . گرچه من چشمم آب نمی خورد این ور سال بتوانیم با واتساپ و تلگرام و غیره منبر کنیم . اکنون حتی ون و اعضای فراکسیون های مذهبی نیز منبر واتساپی  دارند ما هنوز در منابر غضبان منبر می رویم که کسر شان است!


البته کارمندان هم به آن مقام نرسیده اند که این حد انسان را درک کنند مگر در مواردی خاص. آنان اگر ریاست باشند تا حدی از انسانیت را بها داده به او می رسند و اگر در این مقام نباشند ومی نمی بینند که انسانیت به خرج دهند یا انسانی را ببینند. و اگر قرار است ببینند:

1- همه چیز مطابق بخشنامه است به حد اقل انسانیت تاکید می کنند .

2- اگر نیرو و منابع انسانی حد اقل ها را از منابع انسانیت داشته باشند بهتر است .

3- تعیین حدود انسانیت به سخت گیر ترین ، خسیس ترین انسان ندیده ها سپرده باشد تا بالاجبار انسانیت را حتی الامکان محدود کنند و یا نادیده بگیرند

4- مبنای کار به اسقاط انسانیت است نه به اثبات  آن .

5- بالاجبار باید به آنچه از انسانیت تاکید شده اجرائیه صادر شود.

6- انسانیت از نظر آنان یک سان است و غایتی بالاتر از آن نیست . و خوب یا بد و یا همه به یک سان خوب هستند.


ماشین لکسوس بجاست

و هفت منزل 

در وادی خود

به هفت منزل

گرفتار است

هفت منزل

ریمل و روشنی

روتوش

 درمانگاه

ماندگار است

تراشکاری

و تعمیر گاه

به راه است

چون آمد

دو قدم

مانده به روتوش و سرمه و طمطراق .

و  آن مرد ن و منکر گفت :

بنگا ههای شراب و بنگاه های تجرعات

پیاپی هست

خدا دیگر چه دیدی

بعید نیست که

همه وعده ها و شعارهای خویش عملی سازیم

که اسباب آلات خوان و مدل آرسگان

مهیا بود.

آلات خوان و رالی ماشین و

چیزی در آن پدید آوریم

 

همه فرشته ها و خازن جنت

لاکتاب بودند و  علم ازل می دانستند

و خازن جهنم باز بهتر بود و

خازن در ساختن

سفره های شراب و آتش و خان

مشکل داشتند.

چند چیز مغایرت داشت

 و خازن بهشت بر خازن

جهنم گماشتند

تا آنان را از شراب کاری

و شراب خواری تمام

نسیان و فراموشکاری ایجاد نمایند

 


در تیرگاه زمستان

آن سان که بهاری آید پدید

و بهار را از زمستان

نمی یافتی

خری وارد درخت شد

و به افسار او

میخ بلند

ثابت بود

و جنگ و جدال صورت گرفت

ما خواستیم بر او فائق آئیم

و او نیز چنین می خواست

او از افسار خویش میخی

به سوی جوانی

انداخت و او ساقط

شد

و ما نیز در حد خود

بر او باید چیره می شدیم

 

و او بر ما با آن همه وسایل

که داشت پیروز شد

و ما با آن همه خیالات مغلوب شدیم

در قوانین صحرا

خر

خر  است

و چیزی نمی فهمد

ولی قضیه او را

جور دیگری نشان داد.


صبح رسیده بود از راه و دفتر خویش را باز کرد پس از تحویل شب سبز و از بلبل خواست نغمه ای در جنبش و رهایی خواندن و بر درخت تکیه زد یکه و تنها . گوسفندان را به ذهن صحرا هی کرد و چوپان راز علف را به آنان گفت در کنار جوی و هوای مرطوب درختان سراسیمه راز گل سرخ را به بلبل گفتند در همهمه ای تازه و تا ظهرگاه بلبل و درختان خمار آلود بهارین ایستادند و تک نوای بلبل چهچهه می آمد از هر گل در هر خانه ای در عصر کوچه ها؛ برگی دیگر زد زرد نوای کلاغان که از دفترش برخواست و
و هفت منزل به هفت منزل گرفتار هفت منزل ریمل و روتوش روشنی. درمانگاه و تراشکاری خیام به راه دو قدم مانده به روتوش و روشنی و طمطراق، بنگاه های تجرعات اسباب خوان و مدل آرسگان آلات خوان و رالی ماشین همه فرشتگان. و خان جنت! لاکتاب و ( عشق قالوا بلی .) سفره های شراب و آتش و خان. و خان جنت و خان جهنم مدام آن شراب کاری و شراب خواری خام و نسیان و فراموشکاری و باز سازی تجرعات پیاپی و مدل آرسگان و نسیان نیستی.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


محمدرضا متین فر اجناس فوق العاده بهترین های شیراز Trina ntenwaljulex گروه آموزشی معلمان الکترونیک(گاما) فن فیک لیتوک ★GTA GAMER★ خیاطی زن روز « مجتمع گلچین یزد »