در تیرگاه زمستان

آن سان که بهاری آید پدید

و بهار را از زمستان

نمی یافتی

خری وارد درخت شد

و به افسار او

میخ بلند

ثابت بود

و جنگ و جدال صورت گرفت

ما خواستیم بر او فائق آئیم

و او نیز چنین می خواست

او از افسار خویش میخی

به سوی جوانی

انداخت و او ساقط

شد

و ما نیز در حد خود

بر او باید چیره می شدیم

 

و او بر ما با آن همه وسایل

که داشت پیروز شد

و ما با آن همه خیالات مغلوب شدیم

در قوانین صحرا

خر

خر  است

و چیزی نمی فهمد

ولی قضیه او را

جور دیگری نشان داد.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


سایه server تاریخچه اناربیج نوشته هاي من صبا کامپیوتر خانه خرید نخ اکریلیک فرش ماشینی عرشیا سینما کره